تبلیغات
امکانات مجموعه سايتهاي گيم باز:
1- بازي آنلاين به صورت امتيازي و رقابتي
2- ايجاد مسابقات و برگزاري جام بين کاربران
3- بزرگترين مجموعه بازيهای آنلاين دونفره در ايران
4- چت و گفت و گو در خود سایت
5- جامعه مجازي گيم باز
6- امکان ايجاد پروفايل براي هر کاربر
7- امکان ايجاد وبلاگ براي هر کاربر
8- داراي انجمن اختصاصي
9- امکان ايجاد گروه هاي مختلف
10- امکان به اشتراک گذاري عکس
11- امکان به اشتراک گذاري فيلم
12- سيستم امتياز دهي به عکسها و فيلمهاي به اشتراک گذاشته شده
13- ايجاد دوستي بين کاربران
14- ايجاد کانال ويديو توسط اعضا
15- چت روم بسيار حرفه اي و دايناميک
16- امکان ايجاد آلبوم تصاوير براي هر کاربر
17- ارسال هدیه های مجازی به دوستان
18- و امکانات بی نظیر دیگر که بهتر است خودتان ببینید
«لیلا حاتمی» بازیگر فیلم سینمایی «نارنجیپوش» در گفتوگو با ماهنامه ۲۴ از تجربه کار با «داریوش مهرجویی» و مساعد بودن شرایط کار با این کارگردان گفته است.
به گزارش سه نسل، بخشهایی از این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
- این شخصیتنقش لیلا حاتمی در فیلم نارنجی پوش ممکن است با سیمین در «جدایی نادر از سیمین» مقایسه شود. این مقایسه موقع فیلمبرداری به ذهن خودتان هم خطور کرده بود؟
به این قضیه فکر کرده بودیم، خصوصا چون صحنههای مشترک مثل دادگاه داشتیم.
-نگرانی در شما ایجاد نکرد؟ اینکه بگویند دو شخصیت شبیه هم بازی کردهاید برایتان مهم است؟
بستگی دارد که در چه کاری حضور داشته باشی. اگر در فیلمی حضور داری که اصیل است و کپی نیست، حتی اگر شخصیتی را تکرار کنی اشکال ندارد؛ چون اصالت خودش را دارد. نگران این موضوع نبودم ضمنا نوع واکنشها و رفتار این شخصیتها، حتی در دادگاه هم تا حدودی با هم فرق داشت. به تمهیداتی فکر کردیم که این شخصیت کاملا تداعی کننده سیمین نباشد، ممکن است شروعش تماشاگر را یاد او بیندازد، ولی در ادامه با همین فیلم همراه میشود.
- البته در هر صورت مقایسههایی بین این دو فیلم خواهد شد.
خب! هر دو در یک جامعه و در یک شهر اتفاق میافتند و این مقایسه غیر قابل اجتناب است.
-و در هر دو این مسئله وجود دارد که زنی به مهاجرت علاقه دارد و بر نحوه زندگی مرد تاثیر میگذارد…
در واقعیت همیشه زنها هستند که مردها را تکان میدهند وگرنه مردها دوست دارند همیشه همانطور که هستند بمانند. اینها موقعیتهایی است که چون طبیعی است و منطبق بر واقعیت، این احساس را ایجاد نمیکند که تماشاگر بگوید آهان! از این موارد مشابه استفاده شده که نتیجه موفقیتآمیز باشد.
- با همه این حرفها ممکن است بنویسند لیلا حاتمی کمکم دارد در نقش زنی که روشنفکر است و میل به مهاجرت دارد و به زندگی در این جامعه علاقه ندارد جا میافتد.
بله می نویسند… اشکالی ندارد. بهتر از این است که بگویند همیشه معصوم است.
- آره، یک زمانی حرف تکراری این بود که در نقش یک دختر معصوم و مظلوم جا افتادهاید.
خود نقشها هم بالاخره روی منتقدان تاثیر میگذارد و باعث میشود آن آدم را به این شکل بپذیرند.
- برگردیم سر «نارنجیپوش». بعد از شکل گرفتن سناریو آقای مهرجویی سر صحنه چه کار میکند؟ نوع اجرایش چگونه است؟ چه فشارهایی میآورد؟ درباره شخصیت حرف میزند؟ تمرین میکند؟ چکار میکند که به نتیجه دلخواه برسد؟
باور کنید من هم نمیدانم. اینقدر به ایشان نزدیک هستم که نمیتوانم دقت کنم ببینم چه شد! حالا اگر فکر کنم چیزهایی پیدا میکنم…(کمی فکر میکند) میآییم دیالوگها را میخوانیم، قبلش روخوانی داریم و یک تمرین ملایم میکنیم و اگر چیزی اشتباه باشد میگوید، یا اگر روی دیالوگهای خاصی تاکید داشته باشد، میگوید، موقع فیلمبرداری هم یک دور تمرین میکنیم. گاهی هم اصلا تمرین نمیکنیم و با همان تمرین اولیه شروع به ضبط میکنیم.
- خودتان فنگشویی خواندهاید؟
من هم از سالها پیش از پیروان فنگشویی بودم. از «علی مصفا» ( همسرش) اگر بپرسید دل پری دارد!
-چرا؟ چون سعی کردهاید قوانینش را اجرا کنید؟
یک دوست نزدیک دارم که در واقع او مرا با فنگشویی آشنا کرد. هر موقع هم چیزی اشتباه میشد تلفن میزد و میگفت نه این را تغییر بده و علی میگفت وای دوباره شروع شد. چون علی باید سختیهایش را تحمل میکرد. مثلا ما یک آینه بزرگ جلوی در ورودی خانهمان داشتیم که وقتی سینمای ما سوخت او تاکید داشت من گفته بودم این آینه را باید از جلوی در بردارید. حالا این آینه سنگین باید جابجا میشد که کار سختی بود.
- یک سکانس خاص در فیلم بازی کردهاید. آن سکانس گفتوگو با میترا حجار که چرخش احساسی ویژهای دارید و تماشاگر را به شدت تحت تاثیر قرار میدهید. پشت صحنهاش را تعریف کنید. چقدر بداهه در آن دخالت داشت؟ چقدر تمرین؟ چقدر متن؟
جالب است بدانید اولش که متن این سکانس را خواندم کاغذها را برداشتم و رفتم پیش خانم محمدیفر که بگویم من نمیتوانم این دیالوگها را بگویم. اینها که خیلی غیرمنطقی هستند. وقتی رسیدم دیدم که آقای مهرجویی آنجا نشسته و طبعا نطقم کور شد. آقای مهرجویی گفت بیایید تمرینش کنیم. من نشستم روی مبل و بر روی مبل دیگر هم میترا حجار نشست. در یک خانه دیگر. چون داشتیم تمرین میکردیم. شروع کردیم و من دیدم که بهترین کار این است که من این دیالوگها را بپذیرم. وقتی پذیرفتمشان توانستم بگویمشان.
- بازی مقابل حامد بهداد دارد به یک اتفاق مکرر در کارنامهتان تبدیل میشود.
من خودم همیشه از طرفداران این بودهام که با حامد بهداد همبازی باشم و همیشه استقبال کردهام.
- چرا؟ بازیگر مقابل چه ویژگیهایی باید داشته باشد که با او همبازی شوید؟ کمک میکند شما هم بهتر بازی کنید؟
احساس میکنم کارش برایش جدی است، یعنی هر دوی ما هدف مشترک داریم که آن ارتقاء فیلمی است که داریم بازی میکنیم. واقعا حضور دارد. آدم از کسانی که آنقدر حضور دارند و میروند در بازی خوشش میآید. ترجیح میدهم کسی که همبازیام شده به همراه من از فضای دورش منفک شود. از فضای گروه جدا شود که تمرکزمان تقویت شود. وقتی تنها هستی این کار راحت است ولی وقتی همراه چند نفر بازی دارید اگر آنها جدا نشوند انگار نمیگذارند شما هم جدا شوید و بخشی از شما باقی میماند.
-نکتهای مانده راجع به فیلم که بخواهید بگویید؟
این دفعه اول است که کسی سوال نمیکند و من میخواهم چیزی بگویم. حسی که نسبت به «نارنجیپوش» دارم این است که این فیلم برای من مثل جایزه بود. هیچ مقدمهای نداشت، منتظرش نبودم و به من هدیه شد. معمولا برای فیلمی که دوست دارید بازی کنید همهاش نگرانید که میشود؟ نمی شود؟ قرار است چه بشود؟ اما این فیلم اصلا این مسائل را نداشت و من بدون هیچ اضطرابی وارد فیلم شدم. همه چیز سریع اتفاق افتاد و به من خیلی راحت گذشت؛ همانطور که گفتم مثل یک جایزه بود. الان هر وقت از من درباره کارهایم میپرسند میگویم یک سال است کار جدیدی نکردهام؛ یعنی واقعا یادم میرود که «نارنجی پوش» را کار کردم.
فیلم سینمایی «گشت ارشاد» به کارگردانی سعید سهیلی پس از توقف در نمایش، به بازار داغ سودجویی فروشندگان سیدیهای غیر مجاز وارد شده است.
به گزارش سه نسل، سعید سهیلی در گفت و گویی کوتاه با ایسنا، دربارهی آنچه این روزها در برخی پیادهروها و گذرهای شهر تهران در قالب عرضهی غیرمجاز «گشت ارشاد» دیده میشود، گفت: مردم بدانند این سیدیها خالی است و برخی مواقع فقط ۱۰ دقیقه از فیلم ضبط شده است.
وی در عین حال گفت: حتی اگر فیلم کامل هم باشد، قطعا کیفیت ندارد.
سعید سهیلی همچنین تاکید کرد: حتی اگر نسخهی با کیفیت «گشت ارشاد» هم عرضه شد، مردم نباید آن را تهیه کنند چون به صورت غیر مجاز عرضه شده است.
این کارگردان با تاکید دوباره بر اینکه مردم گول این فروشندهها را نخورند، ادامه داد: به غیر از «گشت ارشاد» این فروشندگان لوح فشردههای منسوب به خیلی از فیلمهای دیگر را بهصورت خام عرضه میکنند.
وی درباره سرنوشت فیلم «گشت ارشاد» پس از توقف نمایش آن گفت: آخر سهراب میمیرد و رستم پشیمان است. خبر جدیدی نیست، جز اینکه فیلم را از پرده پایین کشیدند.
سهیلی در پایان اظهار امیدواری کرد، هرچه سریعتر با همکاری وزارت ارشاد سیدی مجاز «گشت ارشاد» در شبکه نمایش خانگی عرضه شود.
ترکیب و فرم هنری غریب نقاشی-خط جدا از تعاریف و خواستگاه های آن برای من به مثابه امکانی بود جهت اندیشیدن درباره زبان و ماهیت آن یعنی چگونگی تاثیرش در شکل گیری و هدایت فهم ما از خود و جهان پیرامون مان (هستی ما به طور کلی) در غالبی هنری. حرکت در بین نقاشی (عنصر نقش و رنگ) و خط (مجموعه نشانه هایی از حرف و علایم اوایی زبان) فرصتی است برای نشان دادن نقش و پتانسیل زبان در ایجاد سبک های مختلف هستی و بودن ما در جهان.

این امکان پیشاپیش در هنر نقاشی خط موجود بود تا با حرکت بین تفکر بازنمودی و فیگوراتیو موجود در نقاشی و فضای انتزاعی و بی معنای حروف تشکیل دهنده ی زبان انسانی هرچه بیشتر به سمت آشکار کردن شیوه ی هستی مان در جهان حرکت کنم.
در نهایت بر آنم که با توجه به نفس زبان در شکل دادن به وجود انسان ،تجربه حد زبان و نهایت آن, فراتر از نگاه های اصالت خواهانه و نوستالژیک معطوف به سنت و خواستگاه های فرمالیستی-انتزاعی وام گرفته از زیبایی شناسی غربی به غالبی هنری جهت بیان ایده ها و عواطف خود بپردازم. نمایشگاه حرف ناخوانده تلاشی است کوچک در این راه . راهی که تا اکنون چهارمین سال خود را طی نموده و در بروز خود، دائم در تکاپوی نوعی بلوغ مناسب بسته به فرهنگ ایرانی است. حروف ناخوانده مجموعه ای است با یازده تابلو که در آن تلاش شده که “انسان” را که همواره در حال استفاده از “زبان” است بازنمایی کند.

“دو داش آکل” عنوان اثری است از مجموعه حروف ناخوانده که نمایش دهنده ی دو شخصیت زبانی ست که در یک فرهنگ صورت گرفته است.
تحصیلات او لیسانس معماری در دانشگاه شیراز است و در ۲۶ سالگی اولین نمایشگاه انفرادی خودش را در پایتخت را به زودی تجربه خواهد کرد. پیش از این در رویدادهای جمعی متعددی از جمله هشتمین دوسالانه بین المللی فلورانس حضور یافته است.

مسلم است که این نمایشگاه، یعنی حروف ناخوانده، فراخوان و دعوت به دیداری مکان مند است که با فضای نمایشگاه و حضور انسان ها و تابلوها به قصد خود نزدیک خواهد شد و شاید امیدی باشد برای خالق اثر که بازخوانده شدن ناخوانده ها را توسط مخاطبانش لمس کند.
این نمایشگاه از ۱۵ اردیبهشت گشایش می یابد و تا ۲۰ اردیبهشت ادامه خواهد داشت.ساعات بازدید ۱۶٫۳۰ الی ۲۰ می باشد.
آقای فرهادی هنوز داشته فیلمنامه می نوشته اما همینطوری به وی جایزه می دهند!
به گزارش سه نسل به نقل از باشگاه خبرنگاران ، ایشون هنرمند خوب و دوست داشتنی است اما نباید به فیلمی که هنوز ساخته نشده است الکی جایزه بدهند !
مجری شبکه ضد انقلابی پارس تی وی که در برنامه پخش زنده با حمله به فرهادی نسبت به اهدای جایزه اتحادیه اروپا قبل از ساخت فیلم به وی اعتراض کرده بود با دستور مدیر برنامه ادامه انتقاد هایش را نیمه تمام رها کرد.
اصغرفرهادی کارگردان ایرانی برای فیلم بعدی اش که پاییز امسال در فرانسه ساخته می شود برنده اولین جایزه رسانه ای اتحادیه اروپا معرفی شده است.
این جایزه به طور مشترک به آقای فرهادی و الکساندر ملیگای، تهیهکننده فیلم جدید آقای فرهادی اهدا میشود.
براساس اطلاعیهای که در سایت رسمی اتحادیه اروپا منتشر شده است، جایزه رسانهای این اتحادیه به بهترین پروژه سینمایی اهدا می شود که انتظار میرود فروش خوبی داشته باشد و فیلمنامهنویس و شرکت تهیهکننده آن، فیلم خود را برای دریافت این جایزه که شامل کمک های مالی در روند تولید فیلم است، ثبت کرده باشند.
این موضوع با اعتراض حسینی مجری برنامه زنده شبکه پارس تی وی روبرو شد و گفت : ” آقای فرهادی هنوز داشته فیلمنامه می نوشته اما همینطوری به وی جایزه ای می دهند!
ایشون هنرمند خوب و دوست داشتنی است اما نباید به فیلمی که هنوز ساخته نشده است الکی جایزه بدهند !
حسینی ادامه انتقاداتش را با اشاره مدیر برنامه پارس تی وی قطع کرده و به نفل از وی اعلام کرد : ” اشاره کردند اقای فرهادی از خودمونه و نباید اینطور در برنامه ازش انتقاد بشه ، چشم
دیروز (۸ اردیبهشت) تولد ۳۳ سالگی بهرام رادان بود. او در یک گفت و گوی تصویری که روی سایت ها قرار گرفت، به سوالات رایج طرفدارهایش به همین مناسبت جواب داده است. بخش هایی از این حرف های جالب را با هم می خوانیم:
درباره فیلم سنتوری و بازی خوبش در آن:
به گزارش سه نسل به نقل از تماشا ، «مجموعه ای از عوامل باعث شد سنتوری به آن نقطه برسد. بحث ممنوع الکاری محسن چاووشی بود. بعضی از ممنوعیت ها، محبوبیت هم می آورد و محسن محبوبیتش چندین برابر شد بعد از اینکه جلوی فیلم را گرفتند و کسی نمی دانست چرا جلوی این فیلم را گرفتند. دو روز قبل از اکران، این فیلم توقیف شد. هیچ دلیلی نداشتند. هر آن چیزی که گفتند را ما انجام دادیم.
یادمه ۱۸-۱۷ مورد اصلاحیه به فیلم خورد که همه را انجام دادیم و متاسفانه ماجرا شکل دیگری گرفت و در حالی که همه مردم منتظر این فیلم بودند، جلوی پخشش گرفته شد. اینها دلایلی است که مخاطب را حریص می کند نسبت به آن چیزی که نمی خواهند نشانش بدهند. کنار همه این مسائل محسن چاوشی یا به هر حال اسمی مثل داریوش مهرجویی که فیلم را ساخته و واقعا به نظرم سنتوری یکی از فیلم های ماندگار تاریخ سینما شد. تکرار نشدن اتفاق سنتوری بخشی از آن به خاطر خودم بود که کمی تا قسمت زیادی کم انگیزه بودم و یک قسمتی به این دلیل بود که کارگردان هایی که با آنها کار می کردم چیز زیادتری از من نمی خواستند».
درباره نقشی که دوست داشت بازی کند:
«نقشی که محمدرضا فروتن در شب یلدا بازی کرد یکی از رشک برانگیزترین نقش هایی است که یک بازیگر مرد می تواند در طول دوران حرفه ای داشته باشد. آن فیلم را بارها و بارها دیده ام. محمدرضا فروتن که فوق العاده بود و هیچ نقطه ای را باقی نگذاشته بود که کسی بخواهد آن را پر کند. اما از آن نقش هایی هست که آدم دوست دارد خودش را هم در آن ببیند. برای همین واضح ترین فیلمی که می توانم بگویم حسادت که نه، به آن غبطه خوردم به بازیگرش که در آن نقش بازی کرده و به خودش هم گفتم شب یلدای محمدرضا فروتن بود».
درباره خواننده شدن:
«قرار نبوده و نیست خواننده بشوم. خواننده به معنای آوازه خوان. من و کیوان هنرمند به یک چیزی رسیدیم که گفتیم آقا بیاییم یک نمایش موزیکال داشته باشیم. بعد در داخل این نمایش موزیکال قرارمان بر این بود که از موسیقی های معروفی که در تاریخ موسیقی جهان وجود دارد، استفاده کنیم و این نمایش موزیکال را تدارک ببینیم. جلوتر که رفتیم و موسیقی ها را داشتیم انتخاب می کردیم فکر کردیم که اگر این کار موفق شود و بخواهیم کار را خارج از ایران ببریم به دلیل مساله کپی رایت به بن بست هایی می خوریم. کیوان یک روز سوال کرد، گفت خب چرا خودت نمی خوانی؟ موضوع شاید مال ۱۰-۹ سال پیش است و من گفتم من خواننده نیستم و گفت تو می توانی بخوانی، شروع کن به خواندن و من هم موزیکش را می سازم. گفتم شعر از کجا بیاوریم؟ گفت شعر هم پای خودمان، از اینور اونور بالاخره پیدا می کنیم. این جوری شد که وارد دنیای موسیقی شدم».
درباره مد:
«غرق نیستم در مد اما حواسم به مد هست. یعنی مدپرست نیستم که بگویم هر آن چیزی که مد می شود سمتش می روم. اما همیشه نیم نگاهی به این دارم که چه اتفاقاتی در دنیای مد می افتد اما باز سعی می کنم آنها را توی فیزیک و شخصیت و جامعه ای که در آن زندگی می کنم معنی کنم».
درباره شخصیت:
«خیلی آدم آرامی هستم. اما اگر خیلی به ندرت عصبانی شوم، یا کمی خسته، آنجاست که فکر می کنم دارم ضعیف می شوم و سعی می کنم از این حالت دوری کنم و برگردم به همان حالت پرانرژی و پرنشاطی که داشتم».
درباره تهیه کننده شدن:
«الان فکر می کنم زود است برای کارگردانی. اما تهیه کنندگی تا حدودی اقتضای علاقه و رشته دانشگاهی ام است. یعنی احساس می کنم یک جای خالی وجود دارد در حرفه تهیه کنندگی در ایران. به دلیل اینکه ما تهیه کننده های خیلی خوبی داریم اما به هر حال خیلی از آنها با روش های سنتی کار می کنند. من احساس کردم بتوانم در این حوزه موثر باشم».
خوراک سایت
