تبلیغات
امکانات مجموعه سايتهاي گيم باز:
1- بازي آنلاين به صورت امتيازي و رقابتي
2- ايجاد مسابقات و برگزاري جام بين کاربران
3- بزرگترين مجموعه بازيهای آنلاين دونفره در ايران
4- چت و گفت و گو در خود سایت
5- جامعه مجازي گيم باز
6- امکان ايجاد پروفايل براي هر کاربر
7- امکان ايجاد وبلاگ براي هر کاربر
8- داراي انجمن اختصاصي
9- امکان ايجاد گروه هاي مختلف
10- امکان به اشتراک گذاري عکس
11- امکان به اشتراک گذاري فيلم
12- سيستم امتياز دهي به عکسها و فيلمهاي به اشتراک گذاشته شده
13- ايجاد دوستي بين کاربران
14- ايجاد کانال ويديو توسط اعضا
15- چت روم بسيار حرفه اي و دايناميک
16- امکان ايجاد آلبوم تصاوير براي هر کاربر
17- ارسال هدیه های مجازی به دوستان
18- و امکانات بی نظیر دیگر که بهتر است خودتان ببینید
کنسرت گروه موسیقی شهنازی به سرپرستی داریوش پیر نیاکان و آواز حمید نوربخش شب شنبه در تالار وحدت برگزار شد.





















براد پیت و آنجلینا جولی که به تازگی نامزدی خود را اعلام کرده اند ، قصد دارند برای دوسال به انگلستان نقل مکان کنند.
این زوج هالیوودی که اخیرا” اعلام کرده اند قصد دارند بزودی ازدواج کنند ، سال پیش ، هنگامیکه براد مشغول فیلمبرداری پروژه “جنگ جهانی زامبیها “بود در منطقه ریچموند واقع در شهر لندن اقامت داشتند و حالا که آنجلینا قرار است در سه فیلم مختلف که هر سه آنها در انگلستان فیلمبرداری خواهند شد ، بازی کند ، این زوج تصمیم گرفتند دوباره به این شهر زیبا برگردند و در طول فیلمبردای این سه فیلم که پشت سر هم انجام خواهند شد ، در این شهر اقامت کنند.
یک منبع خبری گفت:”آنها فرهنگ این منطقه را دوست دارند و خیلی خوشحال می شوند که فرزندانشان بتوانند در مدارس اینجا تحصیل کنند.”
” از نظر این زوج ریچموند زیباترین مکان جهان است.”
“فیلمبرداری فیلم جدید آنجلینا با نام ” تبه کار” ، کمتر از سه هفته دیگر آغاز می شود، بنا براین در طول تابستان برادپیت از فرزندانشان نگهداری خواهد کرد و تا قبل از ماه سپتامبر پروژه جدید خود که “ریدلی اسکات” نام دارد را آغاز نخواهد کرد.”
“تاریخ دقیق ازدواج این زوج مشهور هنوز مشخص نشده است اما به احتمال زیاد این زوج به ملک بزرگ خود در فرانسه بر می گردند تا در همانجا با هم ازدواج کنند.”
مترجم: فرشته مشاور
من در چارچوبی قرار گرفته بودم که هیچ نقشی غیر از این را نمی توانستم بازی کنم، یعنی سینمایی داشتیم که چهار ویژگی داشت: یکی فردین، یکی کافه، یکی ایرج و یکی هم زدو خورد. قصه ها هم که تقریبا شبیه بود.
به گزارش سه نسل، چاپ چهارم کتاب «ناصر و فردین» گفتگوی رضا کیانیان با ناصر ملک مطیعی و محمدعلی فردین از سوی نشر مشکی منتشر و در غرفه این انتشارات در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه می شود.
کیانیان در پشت جلد این کتاب نوشته است:«… این سوال برای من وجود داشت که چرا مردم بعضی از بازیگران را به اسم کوچک صدا می زنند. مثل ناصر. مثل بهروز. در مورد فردین فامیلش راحت تر است، اسمش دو کلمه ای است. چرا مردم پس از سال ها آن را دوست دارند؟ فقط به خاطر قیافه و ظاهرشان؟ خب کسان دیگری هم بودند که از آن ها قیافه شان بهتر بوده. به خاطر نقش هایی که بازی کردند؟ می دانید که شبیه آن نقش ها را دیگران هم بازی کردند. حتی امروز هم کسانی دارند شبیه آن ها بازی می کنند. وقتی با فردین مصاحبه کردم فهمیدم علاوه بر همه این ها، او برای بازی هایش زحمت کشیده، کار کرده، ناصر هم همین طور. آن ها بازیگر حرفه ای بودند. تصمیم گرفتم سراغ …»
در بخشی از این کتاب و پاسخ فردین به تکراری شدن سینما در زمان او می خوانیم:
«من در چارچوبی قرار گرفته بودم که هیچ نقشی غیر از این را نمی توانستم بازی کنم، یعنی سینمایی داشتیم که چهار ویژگی داشت: یکی فردین، یکی کافه، یکی ایرج و یکی هم زدو خورد. قصه ها هم که تقریبا شبیه بود. بعد از گنج قارون هم این مساله حادتر شد. در آن سال ها برای اینکه از این وضعیت خلاص شوم، جهنم بعلاوه من را ساختم که آواز و کافه و …نداشت. فقط پس زمینه کویر را داشت و این کار بسیار مشکلی بود که با چنین پس زمینه تصویری بخواهی مردم را دو ساعت سرگرم کنی. موقع فیلمبرداری این فیلم ما فقط می توانستیم روزی یک ساعت و نیم کار کینم. یعنی از ۶ تا ۷.۳۰ صبح. بعد از آن هوا آنقدر گرم شد که اصلا نمی شد بیرون بیایی. پس ببینید سینما برای من چقدر تکراری شده بود که حاضر شدم با آن مشکلات فیلم متفاوتی بسازم.»
وی در خصوص اختلاف و اتحاد بازیگران آن دوران نیز گفته است: «اختلاف بین تئاتری ها خیلی زیاد بود. من یادم هست یک موقعی تصمیم گرفتم کلیه نمایش های موفق تئاتر را از سی چهل سال پیش تا آن زمان جمع کنم و با بچه های خود تئاتر آنها را در تهران روی صحنه ببرم و از آن ها فیلمبرداری هم بکنم. یعنی با همان سروصدای مردم و خنده و تخمه و دست زدن ها. بعد هم به صورت فیلم به کلیه شهرستان های ایران بفرستم. آنوقت ها تابش بود، وحدت بود، در اصفهان ارحام صدر بود در وزارت فرهنگ و هنر جوان مرد بود، انتظامی بود، نصیریان بود و خیلی های دیگر. من همه شان را به دفتر خودم دعوت کردم. حدود چهل پنجاه روز دور هم جمع می شدیم، ناهار می خوردیم و صحبت می کردیم…می خواستیم تئاتر را توسعه دهیم و درآمدش را هم فقط برای خود بچه های تئاتر بگذاریم. همه این کارها را کردیم و درست وقتی خواستیم اولین نمایش را کار کنیم این بحث پیش آمد که اولین کار چه باشد؛ دعوای مان شد یعنی بچه های تئاتر خودشان با هم دعوایشان شد. یکی می گفت نمایش من…آن یکی می گفت نمایش من…یکی می گفت اسم من اول باشد و…خلاصه دعوا شد و همه چیز به هم خورد.»
در بخشی دیگر از این گفتگو می خوانیم:
«جلیلوند جای همه صحبت می کرد. جای من هم صحبت کرد که البته عالی بود. مساله خیلی مهم نبود اما صدای ایرج چرا. صدای ایرج تا آنجا مساله بود که کم کم خیلی از دست اندرکاران سینما اعتقاد داشتند اگر ایرج جای فردین نخواند، فردین شکست می خورد. به همین خاطر من سلطان قلب ها را ساختم با صدای عارف. از دیگر دلایلش این بود که ایرج خواننده هم مثل جلیلوند جای همه می خواند و از طرف دیگر دستمزدش را هم زیاد کرده بود؛ به هر حال ایرج در کار موثر بود ولی نه صددرصد…»
چاپ چهارم این کتاب با قیمت ۳هزار تومان عرضه شده است.
ساکنان تهران که به هر دلیل فرصت حضور در نمایشگاه کتاب را ندارند، برای تهیه این کتاب (در صورت موجود بودن در بازار) کافیست با شماره ۲۰ ۸۸۵۵۷۰۱۶ سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. باقی هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این کتاب ها را تهیه کنند.
فیلم «جدایی…» با یا بی کارگردانش به این سو و آن سوی جهان سفر کرد و از آن استقبال شد.
به گزارش سه نسل، سفرهای جهانی این فیلم از ایران آغاز شد و از جشنواره فیلم فجر، کمی بعدتر در سینماهای ایران نشان داده شد و مردم از آن استقبال کردند و بعد این حس مشترک به سراسر جهان منتقل شد تا مردم به تماشایش بنشینند و همچون ما بغض کنند، قاضی و راوی شوند و درگیر شخصیت ها.
به هر کشوری رفت، تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت و برخی از هنرمندان به تحسین در گفت وگوها و محافل سینمایی اکتفا نکردند و به فرهادی نامه نوشتند. در روزهایی که بحث جنگ با ایران پررنگ بود و هر روز خبری در این باره منتشر می شد و جنگ طلبان در رسانه های جهانی بر طبل جنگ علیه ایران می کوبیدند، سخنان «اصغر فرهادی» به عنوان سازنده فیلم «جدایی» در اسکار و پیش از آن در گلدن گلوب، سخن از صلح بود، به نمایندگی از مردمی که رسانه ها تصویری دیگر از آنان ارایه می کردند.
یکی از آنان که به اصغر فرهادی نامه نوشت، «مریل استریپ» بود؛ بانویی که ۱۷ بار نامزد اسکار شده بود و سه بار برنده آن، بانویی که لوح تقدیر نامزدشدن فیلم «جدایی» در اسکار ۸۴ را به «اصغر فرهادی» داده است.
او در نامه ای نکته هایی را درباره این فیلم بیان کرد که زاویه دیدی دیگر را رو به این فیلم می گشاید و آن را نه به عنوان فیلم و اثر هنری، که به عنوان تجلی یک اتفاق انسانی در قالبی هنری می ستاید.
او چنین می نویسد: «نمی دانم آیا اصغر فرهادی زمانی که فیلمش را می ساخته آگاه بوده که بر خلاف نام فیلم، تاثیر جهانی «یک جدایی» مردم را به هم نزدیک خواهد کرد؟! نزدیک کردن ما و مردم ایران، تا از طریق داستان خانواده ای در حال گسست و پیچیدگی های اخلاقی و عاطفی شان، خانواده های ما و ایرانیان را به هم نزدیک کند.»
مریل استریپ در توصیف جزییات مطرح شده در کارگردانی این فیلم می نویسد: «او این کار را با ظرافت انجام می دهد، با ارایه تصویری صمیمی از پیشخوان آشپزخانه ای در تهران یا با نشان دادن پرتره کوچکی از انیشتین یا نقاشی دیگری از وایت به نام دنیای کریستینا. او به ما اجازه همدردی با مردی را می دهد که به تازگی ترکش کرده اند، جایی که برای یافتن تنظیم درست ماشین لباسشویی در تکاپوست. او می گذارد تا ما عمل دردناک و سرشار از عشق شست وشوی پدری پیر را باز شناسیم و می گذارد شوک حاصل از بازی کودکی که پیچ دستگاه اکسیژن را باز و بسته می کند و باز می بندد و باز می کند را حس کنیم. همچنان که سرنوشت با زندگی ما در حال بازی است.»
بانویی که او را در اخلاق و ماندگاری در سینما تحسین می کنند، چنین به رمزگشایی از فیلم «جدایی» می پردازد: «او می گذارد در خستگی مفرط قاضی ای سهیم شویم که می خواهد پنجره دفتر کم هوایی که در آن تصمیمات دشوار می گیرد، چارتاق باز باشد:
چه چیز هل دادن است، چه چیز ضربه زدن؟
چه کسی پرت شد، چه کسی از حال رفت؟
چه کسی دروغ گفته، چه کسی غیرقابل اطمینان است؟
چه کسی خوب است، چه کسی بد؟
چگونه می توان همه اینها را در جای خود قرار داد؟ و ببینید چه میزان گذشت در دل مردمی است که تحت قواعدی بی گذشت زندگی می کنند.»
استریپ فیلم «جدایی» را فراتر از تمام همه ابزاری دانست که می تواند کشورها را به هم نزدیک یا از هم دور کند. او نامه اش را با چنین عباراتی پایان می دهد: «با ساختن این فیلم دلپذیر، اصغر فرهادی کاری کرد که هیات های دیپلمات و اخبار روزنامه ها از آن عاجزند. او گذاشت تا ما خود را در آینه زندگی دیگران ببینیم و مخمصه های یکدیگر را درک کنیم. مخمصه انسانیت مشترک مان را. این کنش، کنشی سیاستمدارانه است.
در دنیایی که مسیر تماشا در آن با بدبینی و تلخی مسدود است، نیاز داریم تا هنرمندان تصویر را وضوحی بهتر ببخشند.
ما به «یک جدایی» محتاجیم تا به هم نزدیک مان کند.» اصغر فرهادی برای همان یک لحظه دلنشینی که مردم زیادی را در ایران خوشحال کرد به عنوان چهارمین چهره مجله تایم از سوی مردم برگزیده شد.
این آغاز راهی است که او به عنوان یک هنرمند در آن قرار گرفته است و تا اکنون نشان داده است که این مسیر را با هوشیاری ادامه می دهد.
امیر جعفری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون پیشنهاد داد که تلویزیون یک شبکه اختصاصی برای تئاتر راه اندازی کند.
به گزارش سه نسل به نقل از فارس، این بازیگر که در برنامه زنده مجله تئاتر از شبکه ۴ سخن میگفت اظهار داشت: الان شبکه مستند داریم که دارد حیات وحش را نشان میدهد. شبکه ورزش هم فقط به ورزش میپردازد. در مملکتی که این همه شبکه دارد راه میافتد چرا نباید یک شبکه تئاتر داشته باشیم. راه اندازی این شبکه باعث میشود که مردم با تئاتر آشنا بشوند. همه فکر میکنند تئاتر یعنی کارهای رستم و سهرابی. در صورتی که تئاتر این نیست. تئاتر یکی از شاخصههای فرهنگی هر کشوری است.
جعفری درباره دلایل کم کاریاش در تئاتر توضیح داد: کم کاری من در تئاتر به این خاطر است که یک متن به من میدهند و میگویند شاید این متن تصویب بشود یا نشود. من این دورهها را گذراندهام. الان باید به من بگویند در فلان ساعت این سالن کارت اجرا میشود.
وی ضمن موافقت با حضور بازیگران سینما در تئاتر گفت: هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر مطرح سینما به تئاتر بیاید. چون باعث میشود مردمی که تئاتر ندیدهاند، جذب تئاتر بشوند. همان طور که وقتی ما وارد سینما میشویم بازیگران سینما هیچ اعتراضی نمیکنند. تئاتر خانه پدری ما نیست که بخواهیم اعتراض کنیم. اما ای کاش این کارها را به سالنی متروکه ببرند تا تماشاچی جذب آنجا بشود.
این بازیگر در برنامه مجله تئاتر ادامه داد: در هنر هیچ کس جای دیگری را تنگ نمیکند. نقشی که قرار است من بازی کنم را فقط من میتوانم بازی کنم. بازیگر خوب روی زمین نمیماند. در تئاتر بازیگری داریم که سالی ۶ تا کار بازی میکند.
بازیگر سریالهای چک برگشتی و زیر هشت با بیان این که به بازی در تئاتر علاقه زیادی دارد تاکید کرد: من از همین جا اعلام میکنم هر گروه آماتوری که متن خوب داشته باشد من حاضرم بدون چشمداشت مالی برایشان کار کنم. اصلا در تئاتر پول زیادی رد و بدل نمیشود که من بگویم چشمداشت مالی دارم. ولی به شرطی که آن متن من بازیگر را به چالش بکشد و شب و روزم را از من بگیرد.
او درباره نقش گروه در پرورش بازیگر گفت: من خودم عضو یک گروهی بودم و مدام تمرین میکردیم. حتی اگر متنی هم نداشتیم هفته دو بار دور هم جمع میشدیم و نمایشنامهخوانی میکردیم و یا بداهه کار میکردیم. اما الان این طوری نیست. همه دوست دارند سریع وارد تئاتر و سینما بشوند.
وی با انتقاد از وضعیت ممیزی یادآور شد: وقتی یک متنی را به من میدهند، من از دیالوگها خوشم میآید و میبینم چقدر میتوانم با نقش کشتی بگیرم. اما به مرور میگویند این جا را نگو آن جا را هم نگو. مسلم است که خلاقیت بازیگر از بین میرود. این اتفاق در تلویزیون و سینما هم رخ میدهد. بازیگر با یک هیجانی سر صحنه میرود و بعد میبیند در زمان اکران کار دچار ممیزی میشود. بعد از خودت میپرسی این بازیگر چطور چنین نقشی را قبول کرده است. در صورتی که آن اثر یک چیز دیگری بوده است.
امیر جعفری ضمن مخالفت با اصطلاح بازی تئاتری توضیح داد: این که بعضیها میگویند فلانی تئاتری بازی میکند اشتباه است. ما تئاترهایی داریم که خیلی شلوغ کاری دارند. اما در تلویزیون هم من میتوانم از یک بازیگر ۲۰۰ تا ایراد بگیرم که دارد گل درشت بازی میکند. این تصور غلط ناشی از عدم مطالعه و ندیدن تئاتر است. من چند تا کارگردان را میشناسم که مثل آقای فتحی و مقدم میآیند تئاتر نگاه میکنند. یعنی برایشان مهم است که یک بازیگر دارد تئاتر بازی میکند. اما بیشتر کارگردانها تئاتر نمیبینند. در نظام مدیریتی هم برای تئاتر ارزشی قائل نیستند. در تلویزیون ما پفک نمکی را تبلیغ میکنیم و آرزو به دل ماندهایم که تئاتر هم تبلیغ شود.
این بازیگر سینما با بیان این که آموزشگاههای بازیگری در کنار دانشگاه مکمل خوبی هستند گفت: بارها به من پیشنهاد شده است که تدریس کنم. اما واقعا خودم احساس میکنم باید یاد بگیرم. در برخی آموزشگاهها مربیانی هستند که نه کار درخشانی داشتهاند و نه سابقه زیادی دارند. من به همه پیشنهاد میکنم که برای بازیگر شدن به دانشگاه بروند. تو نمیتوانی یک رشته دیگر را ادمه بدهی و بگویی حالا بروم آموزشگاه تا بازیگر خوبی هم بشوم. بازیگری یک علم است. من نمیفهمم چرا وقتی کسی میخواهد دندانپزشک بشود میرود دندانپزشکی میخواند. اما وقتی میخواهد بازیگر بشود میرود مهندسی میخواند و میخواهد در کنارش بازیگر هم بشود.
خوراک سایت
