تبلیغات

امکانات مجموعه سايتهاي گيم باز:
1- بازي آنلاين به صورت امتيازي و رقابتي
2- ايجاد مسابقات و برگزاري جام بين کاربران
3- بزرگترين مجموعه بازيهای آنلاين دونفره در ايران
4- چت و گفت و گو در خود سایت
5- جامعه مجازي گيم باز
6- امکان ايجاد پروفايل براي هر کاربر
7- امکان ايجاد وبلاگ براي هر کاربر
8- داراي انجمن اختصاصي
9- امکان ايجاد گروه هاي مختلف
10- امکان به اشتراک گذاري عکس
11- امکان به اشتراک گذاري فيلم
12- سيستم امتياز دهي به عکسها و فيلمهاي به اشتراک گذاشته شده
13- ايجاد دوستي بين کاربران
14- ايجاد کانال ويديو توسط اعضا
15- چت روم بسيار حرفه اي و دايناميک
16- امکان ايجاد آلبوم تصاوير براي هر کاربر
17- ارسال هدیه های مجازی به دوستان
18- و امکانات بی نظیر دیگر که بهتر است خودتان ببینید
فروش سریال ایزل زبان اصلی کامل بدون سانسور با کیفیت عالی در ۱۴ دی وی دی با گارانتی ۰۹۱۲۷۷۹۸۴۸۶
نام سریال:ایزل
تعداد قسمت ها:۷۱
محصول سال:۲۰۰۹-۲۰۱۱
نوع:اکشن/درام/جنایت
مدت هر قسمت ۹۰ دقیقه
خلاصه داستان سریال ایزل:سریال ایزل محصول کشور ترکیه است و این سریال یکی از سریال های پر طرفدار و معروف و قشنگی است که در شبکه های معروف ترکیه و بعضی از شبکه های آمریکا پخش شده است.سریال ایزل جوایز های زیادی هم گرفته.این سریال در سال ۲۰۰۹ و در ۲۸ سپتامبر در شبکه های ترکیه پخش شد.در این سریال معروف ترین بازیگران ترکیه بازی کرده اند..یکی از باریگران این سریال کوانچ تاتلیتوغ هست اما در این سریال نقش زیادی ندارد.
ضمن پوزش به اطلاع می رساند در حال حاضر میل سرور سایت در حال تعمیر است.
موقتاً امکان تماس از طریق صفحه تماس و عضویت در سایت مقدور نمی باشد.
سالگرد تولد عاشقانه ها و عضویت رایگان

با سلام به شما همراهان عزیز و دوستداشتنی،
عاشقانهها با هدف فراهمآوردن محیطی شاعرانه و صمیمانه راهاندازی شد، با این امید که در دلهایمان عشق، ایمان و امید پررنگتر شود..
اولین مطلب سایت به سال ۸۶ بر میگردد، اما پارسال این زمان بود که عاشقانه ها به فضای شخصی منتقل و از چارچوب وبلاگ خارج شد.
طی این یک سال تغییرات زیادی در سایت صورت گرفت، از ظاهر گرفته تا امکانات و قسمت های جدیدی که به سایت اضافه شد.
در این یک سال آمار بازدید عاشقانه ها هر هفته نسبت به هفته قبل پیشرفت داشت و محبت شما عزیزان نیز همچنین. تعداد دنبال کنندگان سایت در شبکه های اجتماعی و مشترکین فید سایت که اکنون به چندین هزار نفر رسیده نیز به همین ترتیب رشد داشت.
طی ماه های گذشته، برای احترام به شاعران و ترانه سرایان، اشعار و ترانه هایی که فاقد نام صاحب اثر بود از سایت حذف یا تصحیح شد.
در هفته های اخیر، امکان عضویت در سایت فعال و بخش ویژه (شامل موضوعاتی که در چارچوب بخش های اصلی سایت نمی گنجد) به سایت اضافه شد.
و بالاخره روز گذشته بدلیل پاسخگو نبودن سرور پیشین برای ترافیک فعلی، سایت به سرور جدید منتقل شد، که مشکلات و مسائل خودش را به همراه داشت و دارد و به امید خدا حل خواهد شد.
و از امروز به مناسبت سالگرد تولد عاشقانه ها، تا اطلاع ثانوی عضویت در سایت به دو صورت مقدور خواهد بود:
عضویت نویسنده جهت ارسال آثار و مطالب شما در سایت + امکانات کاربری
عضویت کاربری (بصورت رایگان) جهت ارسال دیدگاه و استفاده از بخش ویژه سایت
با تشکر از عزیزانی که با عضویت خود طی هفته های گذشته، عاشقانه ها را در تأمین مخارج سایت یاری کردند.
فروش سریال عشق ممنوع با دوبله فارسی ۱۶۵ قسمت کامل با کیفیت HD فقط در اینجا ۰۹۱۲۷۷۹۸۴۸۶
در صورت داشتن سوال تماس بگیرید
۰۹۱۲۷۷۹۸۴۸۶
تحویل فوری
جهت خرید پستی و اینترنتی لینک زیر را کلیک بفرمایید
http://avamarket3.in/cart.asp?ID=149639
گفتی بارانم
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها
یک عالم گله و خدایی بی ادعا
گم شده بودم میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم
صدایت در گوشم پیچید
نگاهت در چشمانم نقش بست
نشان دادی به من آنچه بودم
آری، با تو رسیدم من به اوج خودم
نامم را خواندی.. گفتی بارانم
بارانی شد دل و چشمانم
آری بارانی شدم تا ببارم
اما ای کاش بدانی تویی آسمانم
بی تو نه معنا دارد باران
نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان
ای که شبیه تر از خود به منی
بگو تا آخر راه با من هم قدمی
فریده سلیمانی
قیمت یک معجزه
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدر و مادرش فهمید که برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینهی جراحی پرخرج برادرش را بپردازد. سارا شنید که پدر به آهستگی به مادر گفت: فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد، قلک را شکست. سکهها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط پنج دلار بود. سپس به آهستگی از در عقب خارج شد چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتریان گرم بود. بالاخره سارا حوصلهاش سر رفت و سکهها را محکم روی پیشخوان ریخت.
داروساز با تعجب پرسید: چی میخواهی عزیزم؟
دخترک توضیح داد که برادر کوچکش چیزی تو سرش رفته و بابام میگه که فقط معجزه میتونه او را نجات دهد. من هم میخواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجزه نمیفروشیم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما رو به خدا برادرم خیلی مریضه و بابام پول نداره و این همهی پول منه. من از کجا میتونم معجزه بخرم؟
مردی که در گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟
دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد.
مرد لبخندی زد و گفت: آه چه جالب! فکر کنم این پول برای خرید معجزه کافی باشد. سپس به آرامی دست او را گرفت و گفت: من میخواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر کنم معجزه برادرت پیش من باشه. آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود..
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت: از شما متشکرم، نجات پسرم یک معجزه واقعی بود، میخواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟
دکتر لبخندی زد و گفت: فقط پنج دلار!
با تشکر از پیمان، برای ارسال این داستان.





